اوصاف جهنم
مشخصات آتش دوزخ
1. هيزم و آتشگيره آن انسانها و سنگهاست.
2. آتشي است كه از دلها سر مي زند ، نخستين جرقه هايش در قلوب
ظاهر ميشوند.
3. آتشي است كه درهم شكننده و كوبنده است.
4. آتشي است داراي درك و شعور كه گناهكاران را به سوي خود مي
خواند.
5. هنگامي كه اين آتش مستحقان خود را از دور مي بيندصداي
خمشناك و ترسناكش كه با نفس نفس زدن هاست شنيده مي شود.
(فرقان 12)
:( إِذَا رَاءَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظاً وَزَفِيراً)
6. آتشي است متحرك (فجر /23: وَجِاْى ءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ
الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى)
7. هم اكنون كافران را احاطه كرده هرچند حجابها مانع از ديدن و فهميدن
آن است.
8. جهنم كانون آتش سوزاني است كه با آتش دنيا بسيار متفاوت است.
فلسفه وجود دوزخ :
1. بسياري از مجازات هاي الهي در اين دنيا و آن جهان نتيجه اعمال خود
انسانهاست چنانچه بسياري از مواهب بهشتي تجسم اعمال نيك آدمي
است بسياري از عذابهاي دوزخي نيز تجسمي از افعال و اعنال انسان
است.
2. گناهان پيامدهايي در دنيا و آخرت دارند كه بصورت عذابهاي دوزخ
نمايان مي شود.
نملل 90: وَمَن جَآءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلا مَا كُنتُمْ
تَعْمَلُونَ.
جزاي شما همان اعمال شماست.
3. دنيا مزرعه است و آخرت زمان درو كردن است اگر انسان تخم گل
بكارد محصولش عطر و گل است.و اگر بذر خار بكارد چيزي جز خار درو نمي
كند.
4. كمااينكه بشارت پشتوانه مهمي در امر تربيت است انذار نيز چنين
تأثيري دارد بلكه مجازات تأثير بيشتري دارد و موجب ترك گناهان مي شود؛
مضافا قوانين الهي ضمانت اجرايي مي خواهد و الا ارزش قانون از دست مي
رود و متخلفان دليل بر اطاعت نمي بينند خلاصه تهديد به كيفر ها به عنوان
ضمانت اجرايي قوانين لازم است.
در هاي جهنم و دركات آن :
1. جهنم داراي درهاي متعدد است ودريك آيه به 7در تصريح شده است.
2. در اينكه در هاي جهنم اشاره به چيست احتمالاتي است كه در ذيل
بيان مي شود.:
حجر/43-44: وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ*لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ
جُزْءٌ مَّقْسُومٌ
مفاد آيه : جهنم ميعادگاه همه انسانهاست هفت در دارد و براي هر دري
گروه معيني از آنهاتقسيم شده اند
نكات :
درهاي جهنم و دركات آن
1. منظور از «درهاي جهنم » چيست ؟
الف : منظور طبقات مختلف دوزخ است كه از نظر شدت عذاب با همديگر
متفاوت است بنابر اين هريك از نام ها به يك طبقه مخصوص اشاره دارد.
ب . در حديثي نام طبقات چنين بيان شده است : (پايين ترين طبقه : جهنم،
بالاي آن: لظي، بالاتر از آن: حطمه ، بالاتر از آن:سقر ، بالاتر از آن:جحيم،
بالاتر از آن:سعير، بالاتر از آن:هاويه )
2. تعدد اين درها بخاطر تعدد اقوام مختلفي است كه از آنها وارد مي شوند
در روايتي :
در اول : ويژه مسلمان موحد گناهكار است.
در دوم : از آن يهود
در سوم : نصاري
در چهارم:ستاره پرستان
در پنجم : مجوس
در ششم : از آن مشركان
در هفتم : مخصوص منافقان
3. منظور از اين در ها همان اعمال و گناهاني است كه سرچشمه ورود
در دوزخ است
شاهد احتمال : اولا مقابله با در هاي بهشت است در مورد درهاي بهشت
رواياتي بود كه جهاد يكي از درهاي بهشت است شكر و صبر نيز به همين
ترتيب .ثانيا رواياتي است كه بعضي از درهاي جهنم فعون و هامان وقارون
واز بعضي دشمنان اهل بيت عليهم السلام و از برخي مشركان وارد مي
شوند اين نشان مي دهد كه در هاي جهنم با گناهان مختلف رابطه دارد.
نتيجه : هر سه تتفسير قابل جمع است زيرا طبقات جهنم يكي از ديگري
دردناك تر ، و گروه هايي كه در آن وارد مي شوند يكي از ديگري گناهكار
ترند، و اعمال آنها يكي از ديگري بدتر است.
نساء/145.: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا.
نكات :
1. در آيه سخن از طبقه پايين جهنم است كه نشان مي دهد جهنم
داراي طبقات مختلفي است.
2. عرب به پله هايي كه به طرف بالا مي رود درجه ،و به پله هايي كه
به سمت پايين مي رود دركه مي گويد
3. عميق ترين نقطه دريا يا هرچيز ديگري «درك » نام دارد لذا توصيف
الدرك در آيه به الاسفل از قبيل تأكيد وقيد توضيحي است.
4. اين آيه تنها آيه اي است كه اشاره به طبقات جهنم دارد لذا مي توان
آيات ديگر كه سخن ازدر هاي جهنم دارد با آن تطبيق كرد در نتيجه درهاي
جهنم در طول همند برخي بالاي ديگري قرار دارد ، نه در عرض هم.
5. ظاهر آيه اينست كه سخت ترين طبقه جهنم همان طبقه پايين است
كه براي منافقان است؛ اين نشان مي دهد كه نفاق بدترين گناه و پست
ترين نقطه دوزخ است ، دليل آن هم روشن است زيرا خطري كه از ناحيه
منافقان براي جامعه اسلامي است به مراتب از خطر كفار بيشتر است.
عذابهاي جسماني دوزخيان
1. اهمال انسان در اين جهان دو گونه مي باشد:
اعمال قلبي و روحي
اعمال جسمي و مادي
در نتيجه در آخرت نيز پاداش و كيفر دو گونه مي باشد.
2. پاداشهاي الهي و مواهب بهشتي دوگونه است ، روحاني و
جسماني ، عذابهاي دوزخي نيز دوگونه است ، روحاني و جسماني
مجازاتهاي جسماني دوزخيان را تحت 5 عنوان بررسي مي كنيم:
1. شدت فوق العاده عذابهاي دوزخيان
2. غذاي دوزخيان
3. لباس دوزخيان
4. نوشيدني هاي آنها
5. ساير عذابهاي جسماني آنها
v شدت عذاب در جهنم
معارج : 11-14:. يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ *
وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ* وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويهِ * وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيهِ .
مفاد آيه : شخص گناهكار دوست ميدارد كه فرزندان خود را در برابر عذاب آن
روز فدا كند(حتي ) همسر و برادر و قبيله اش را كه هميشه از او حمايت
مي كردند و تمامي مردم روي زمين را فدا كند تا سبب نجاتش شود ولي در
جواب همه اين تمناها به او گفته مي شود، هرگز چنين نيستو هيچ فديه و
فدايي قبول نيست آن شعله هاي سوزان آتش است .
نكات :
به قدري عذاب الهي در آن روز هولناك است كه انسان گناهكار حاضر مي
شود عزيزترين عزيزان را كه در چهار گروه در اينجا خلاصه شده اند (همسر،
فرزندان ، برادران و اقوام نزديك ) همه را براي نجات خود فدا كند نه فقط آنها ب
لكه حاضر است تمام مردم روي زمين را براي رهائي از عذاب فدا كند اما چه
سود كه هيچ يك از اين ها پذيرفته نمي شود او گرفتار عواقب سوء اعمال
خويش است.
فجر 25-26.: فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ * وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ .
مفاد آيه :
در آن روز خداوند مجرمان را چنان مجازات مي كند كه احدي همانند او
مجازات نخواهد كرد و نيز او را چنان به بند مي كشد كه هيچ كس ديگري
را چنان به بند نكشيده است.
نكات :
1. اين تعبيرات بار تربيتي دارد و براي اين است كه انسان مجازات الهي
را جدي بگيرد .
2. غالبا در ذهن مردم است كه خداوند« ارحم الراحمين » است لذا
مجازاتش خفيف است و همين پندار سبب جرئت آنها بر گناه مي شود اما
قرآن صريحا اين مجازات سخت را بيان مي كند تا مردم مراقب اعمال باشند.
ااعلي 11-13: وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى * الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى * ثُمَّ لَا يَمُوتُ
فِيهَا وَلَا يَحْيَى.
مفاد آيه :
بدبخت ترين مردم از (تذكر الهي ) دوري مي كنند
همان كسي كه در آتش بزرگ وارد مي شود
سپس در آن نه مي ميرد ونه زنده مي شود .
نكات :
1. آيه ترسيمي از شدت عذاب دوزخ است كه دوزخيان هميشه حالتي
بين مرگ و حيات هستند .
نه مي ميرند كه چيزي را درك نكنند و آسوده شوند و نه آن حالت را مي
توان زندگي ناميد .
2. تعبير «انار الكبري » در برابر آتش كوچك است كه اشاره بر عذاب
دنياست.
3. در حديثي از امام صادق عليه السلام داريم :
اين آتش جزئي از 7ه جز از آتش جهنم است كه 70 مرتبه با آب خاموش
شده است وباز شعله ور گرديده ، و اگر چنين نبود هيچ انساني قدرت
تحمل آن را نداشت ( يعني نمي توانست كنار آن قرار بگيرد ).
هنوز ادامه دارد
|