پروردگارم ..................
از هجر تو باید کمر کوه شود خم ......حتی کوه هم لیاقت این رو داره که برای تو خم بشه اما اما من چی؟؟؟؟؟
شرمنده ام که اسم منو گذاشتی خلیفه خودت !!!!!!!!!!!!!!نمیدونم چیکار کنم که این داغ دلم سرد بشه.....توی رویا هام همش تو بودی و......حتی نخواستی که رویاهام هم رنگ تو رو داشته باشه ...وای برمن
من رو که خوب میشناسی اره همون بدبخت دور افتاده از تو ام وامام رضا که حتی لیاقت نداشتم که رخت نوکریش رو بپوشم اره منو میشناسی منم انکه بی وفایی زده شعله ها به جانم اره والله عطا کردی خطا کردم...
دیگه بیشتر از این نمیخام زجرم بدی...تو رو به زهرا منو امشب ببر ...نمیتونم دیگه بمونم .....
به کجاروم ز دردت چه دوا کنم چه چاره که هزار باره خون شد جگرذهزارپاره
منمو زغصه دردی که اگر به کوه گویم به خدا که نرم گردد دل سخت سنگ خاره
ارزو داشتم یه روز متفاوت بیام تو حرم امام رضا وبگم اقا دستت درد نکنه به خاطر....اما این روزا چندتا خواب و چند تا زخم زبون خبلی زجرم میده والله منو راحت کن .............
هیچ کس عقده دل منونمیدونه هیچ کس جز تو هم نمیتونه اونو وا کنه
پروردگارم یا بازش کن یا پرونده ام رو ببند و..................دیگه چی بگم ............
اونی که میخوات عاشق تو باشه وهمچنان مدیون امام رضا
زهرا..............
|