|
كوثر
كوثر مبالغه در كثرت است.
طبرسی فرموده «كوثر چیزی است كه كثرت از شأن آن است و كوثر خیر كثیر است»
فاطمه الزهراء سلام الله علیها خیر كثیری است كه به پیامبر صلی الله و آله و سلم عطا شد.
«انا اعطنیاك الكوثر»
ما به تو كوثر (خیر و بركت فراوان) عطا كردیم.
«فصل لربك و انحر»
اكنون كه چنین است برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی كن.
«أن شانئك هو الابتر»
مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب (بدون نسل) است.
در شأن نزول این سوره می خوانیم:
عاص بن وائل كه از سران مشركان بود پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات كرد، هنگامی كه عاص بن وائل وارد مسجد شد به او گفتند: با كه صحبت می كردی؟
گفت: با این مرد ابتر! این تعبیر را به خاطر این انتخاب كرد كه «عبد الله» پسر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفته بود و عرب كسی را كه پسر نداشت «ابتر» ( بلا عقب می نامید) و لذا قریش این نام را بعد از فوت پدر پیامبر برای حضرت انتخاب كرده بود (سوره فوق نازل شد و پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم رابه نعمت های بسیار و كوثر بشارت داد و دشمنان او را ابتر خواند)
توضیح این كه پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم دو فرزند پسر از بانوی گرامی اسلام، حضرت خدیجه سلام الله علیها داشت یكی قاسم و دیگری طاهر كه او را عبدالله نیز می نامیدند و این هر دو، در مكه از دنیا رفتند و پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فاقد فرزند پسر شد این موضوع زبان بد خواهان قریش را گشود. كلمه «ابتر» را برای حضرتش انتخاب كردند. پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در سال هشتم هجری در مدینه از ماریه قبطیه، صاحب فرزند ذكور دیگری به نام ابراهیم شد، اتفاقا او نیز قبل از آن كه به دو سالگی برسد چشم از پوشید و وفات او قلب پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را آزرد آنها طبق سنت خود برای فرزند پسر اهمیت فوق العاده ای قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه های پدر می شمردند. بعد از این ماجرا آنها فكر می كردند با رحلت پیغمبر اكرم صلی الله عیله و آله و سلم برنامه های او به خاطر نداشتن فرزند ذكور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.
سوره كوثر نازل شد و خداوند در این سوره به طور اعجاب آمیزی به آنها پاسخ گفت: و خبر داد كه دشمان او ابتر خواهند بود و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد. بشارتی كه در این سوره داده شد از یک سو ضربه ای بود بر امیدهای دشمنان اسلام و از سوی دیگر تسلی خاطری برای رسول الله بود كه بعد از شنیدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان، قلب پاكش غمگین و مكدر شده بود.[1]
كوثر یک معنی جامع دارد و آن، خیر وسیع و فراوان است و مصادیق آن زیاد است ولی بسیاری از بزرگان علمای شیعه وجود مبارک فاطمه الزهراء سلام الله علیها را یكی ا ز روشنترین مصداقهای آن دانسته اند چرا كه شأن نزول آیه می گوید: آنها پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را متهم می كردند كه بلا عقب است.
قرآن مجید ضمن نفی سخن آنها می گوید: ما به تو كوثر دادیم.
از این تعبیر استفاده می شود كه این خیر كثیر، همان فاطمه زهراء سلام الله علیها است زیرا نسل و ذریه پیامبر صلی الله عیله و آله و سلم به وسیله همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت، نسلی كه نه تنها فرزندان جسمانی پیغمبر بودند، بلكه آیین او و تمام ارزشهای اسلام را حفظ كردند و به آیندگان ابلاغ نمودند نه تنها امامان معصوم اهل بیت علیهم السلام كه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلكه هزاران نفر از فرزندان فاطمه سلام الله علیها در سراسر جهان پخش شدند كه در میان آنها علمای بزرگ نویسندگان، فقها، محدثان، مفسران، والامقام و فرماندهان عظیم بودند كه با ایثار و فداكاری در حفظ آیین اسلام كوشیدند.
در اینجا به بحث جالبی از فخر رازی برخورد می كنیم كه در ضمن تفسیرهای مختلف كوثر می گوید:
قول سوم این است كه این سوره به عنوان رد بر كسانی نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اكرم خرده می گرفتند. بنابراین معنای سوره این است كه خداوند به او نسلی می دهد كه در طول زمان باقی می ماند. ببین چه تعداد از اهل بیت را شهید كردند در عین حال جهان مملو از آنهاست این درحالی است كه از بنی امیه (كه دشمنان اسلام بودند) شخصی قابل ذكری در دنیا باقی نمانده، پس بنگر و ببین چقدر از علمای برزگ در میان آنهاست.
مانند «باقر علیه السلام» و «صادق علیه السلام» و «رضا علیه السلام» و «نفس زكیه» و ... [2]
كوثر كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عنایت شده است. همان كثرت نسل و ذریه آن حضرت است، پس مراد از كوثر یا فقط كثرت ذریه آن حضرت است و یا مراد از كوثر خیر بسیار است.
كه در ضمن آن كثرت نسل پیامبر نیز مورد نظر است، زیرا اگر كثرت نسل پیامبر ملحوظ نباشد، آیه اخیر
«أن شانئك هو الابتر»
دشمن تو بی نسل خواهد ماند و او ابتر خواهد شد.
بدون فایده خواهد بود، پس آیات قبل باید پیرامون نسل پیامبر باشد. تا این سخن از ابتر بودن دشمن پیامبر معنا دهد و بی فایده نباشد. [3]
پی نوشت ها:
[1] تفسیر نمونه، ج27، ص368.
[2] تفسیر نمومه، ج27، ص375.
[3] امیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، ج20، ص370.
|