تبليغاتX
بگیر دست مرا سردم است یازهرا


بگیر دست مرا سردم است یازهرا

نه این راو نه ان را دوست دارم امیر المومنین را دوست دارم

برای اونایی که میخان عاقبت خوشی داشته باشند....التماس دعا.....

 

      مقدمه:

قسمت عمده جلد 65 بحارالانوار بيان «صفات الشيعه» است و چه خوب است كه همه ما اين قسمت را بخوانيم و بدانيم تحت اين نام مقدّس يعنى «شيعه اهل البيت(ع)» چه مسئوليّت هاى بزرگى افتاده است، تنها به ادّعا نمى توان شيعه بود، تنها اين كه پدر و مادرم شيعه بوده من هم شيعه ام نمى توان شيعه بود، شيعه بودن مفهومى است پرمحتوا و مسئوليت هايى دارد كه تحت عنوان «صفات الشيعه» در بيانات معصومين آمده است.



«ميسّر ابن عبدالعزيز» از معاريف اصحاب امام باقر(ع) بوده كه در علم رجال هم توصيف شده است. امام باقر(ع) جمله اى درباره او دارد كه در حالات ميسّر آمده. فرمود اى ميسّر چند بار مرگ تو فرارسيده و خداوند اجل تو را به تأخير انداخت براى اين كه صله رحم بجا آوردى و مشكلات آنان را حل كردى.

 متن حديث

حضرت امام محمّد باقر(ع) در حديثى به ميسّر فرمود:

«يا ميسّر الا اخبرك بشيعتنا قلت بلى جعلت فداك قال: انّهم حصون حصينة و صدورٌ امينة و احلامٌ وزينة ليسوا بالمذيع البذر ولا بالجفات المراعين رهبانٌ بالليل اُسدٌ بالنهار»

 ترجمه:

آيا شيعيانمان را به تو معرّفى بكنم گفت فدايت شوم و جانم به قربانت باد بفرماييد. آنها دژهاى محكمى هستند و سينه هاى امانتدارى هستند و صاحبان عقل هايى وزين و متين هستند شايعه پراكنى نمى كنند و اَسرار را فاش نمى كنند و آدم هاى خشك و خشن و رياكار هم نيستند راهبان شب و شب زنده داران و شيران روزند.

 شرح:

اين حديث كوتاهى است كه هفت وصف براى شيعيان و يك دنيا مطلب و مسئوليّت در آن نهفته است شايد معنى «حصون حصينه» اين باشد كه شيعيان كسانى هستند كه در مقابل تبليغات دشمن نفوذناپذير هستند، اكنون كه وضع فرهنگى در دنيا به شكل خطرناكى نسل جوان ما را تهديد مى كند آيا راهى براى اين كه جوانانمان را تقويت كنيم پيدا كرده ايم؟ اگر نمى توانيم ميكروب ها را بكشيم بايد خود را تقويت كنيم. اين نكته را توجّه داشته باشيد كه در زمان ائمه يكى از گله هاى ائمه اين بود كه بعضى از شيعيان ما اسرار ما را فاش مى كردند مراد از افشاء اسرار اين بود كه مقاماتى كه ائمه داشته اند براى هر كسى گفته نمى شد. مقام علم غيب امام، شفاعت در روز قيامت، امانت دار علوم رسول الله(ص)، شاهد و ناظر اعمال شيعيان و معجزات و... اينها مسائلى بود كه مردم عادّى و مخالفان تحمّل اين اسرار را نداشتند . بعضى از شيعه هاى ساده و خام در هر جا مى نشستند و همه چيز را مى گفتند و اين چيزى جز ايجاد اختلاف و عداوت و دشمنى به بار نمى آورد، امام فرمودند شيعيان ما، سينه هاى امانتدارند، افشاكننده بى جهت نيستند، ايجاد اختلاف در ميان اين و آن نمى كنند، از اين بدتر غلاتى است كه تازه پيدا شده اند كه به بهانه ولايت كفريات و تعبيرات زشتى درباره ائمه(ع) مى گويند كه هرگز ائمه از آنها راضى نيستند بايد مراقب اين غلات جديد باشيم. اينها دو عيب دارند يك عيب اين است كه خودشان را از بين مى برند خيال مى كنند اگر ما صفات خدا را براى ائمه يا براى حضرت زينب(س) يا شهداى كربلا بگوييم اين عين ولايت است و عيب بزرگ تر اين است كه زمان ما زمان رسانه هاى جمعى است اگر خبرى امروز صبح صادر شود يك ساعت ديگر تا اعماق دنيا مى رسد اين كلمات غلوّآميز و اين سخنان نادرست را از اينجا به آنجا پخش مى كنند و لكه بزرگى را بر دامان شيعه مى چسبانند فردا روى ديوارهاى اين كشور و آن كشور مى نويسند شيعه كافر است و بعد هم كشتن شيعيان شروع مى شود. اين آدم هاى احمق و نادان با اين حرف هايشان خبر ندارند كه منشأ كشتار يك عدّه از شيعيان در طرف ديگرى از دنيا مى شوند. واى از اين دوستان نادان و آدم هاى جاهل واى از آن زمانى كه نبض مجالس به دست افراد بى سواد، بى اطّلاع، ناآگاه و نادان برسد نبايد بگذاريد كه ابتكار مجالس به دست اين گونه افراد باشد بايد ابتكار دست علماى امّت باشد.

از جمله صفاتى را كه در اينجا براى شيعيان بيان فرموده اين است كه اينها خشن نيستند، شيعه پرمحبّت است، داراى لطافت است، روح على بن ابيطالب(ع) را دارد، روح امام صادق و ائمه هدى(ع) را دارد، كه حتّى با دشمنانشان هم محبّت مى كردند.

رياكار نيستند، شيعيان ما دو حالت مختلف را باهم جمع كرده اند اگر كسى عبادت هاى شبانه آنها را ببيند مى گويد اينها زاهدان روزگار و آدم هاى خوبى اند امّا دست و پايى ندارند امّا روزهنگام مشاهده مى كند كه مثل شير در صحنه اجتماع حاضر مى شوند.

با يك تقسيم مى توانيم شيعيان و مسلمانان را به پنج قسمت تقسيم كنيم:

اوّل مسلمانان يا شيعيان جغرافيايى: يعنى آن شيعه اى كه در ايران متولّد شده، ايران از نظر جغرافيايى يك كشور شيعه نشين است همين كه من اينجا متولّد شدم وقتى آمار شيعيان را مى شمارند اسم بنده را هم مى آورند حالا عقيده اى دارم يا ندارم، اطّلاعى دارم يا ندارم اسامى ائمه(ع) را مى توانم بشمارم يا نه، اينها شيعه جغرافيايى است.

دوّم شيعيان ارثى: آنهايى كه پدر و مادرشان شيعه بوده و در دامان پدر و مادر شيعه متولّد شده اند.

سوّم شيعيان لفظى: كسانى كه خودشان مى گويند ما شيعه على بن ابيطالب هستيم با زبان مى گويند امّا در عمل خبرى نيست.

چهارم شيعيان سطحى: شيعيانى كه عملى دارند امّا سطحى است و به عمق تشيّع نرسيده اند، از تشيّع فقط عزادارى و توسّلات و امثال اينها را بلد هستند از كجا معلوم كه شيعه است؟ چون در ايام عاشورا در دستجات سينه زنى و مجالس عزادارى شركت مى كند به مسجد جمكران مى رود. من نمى خواهم بگويم اينها كم اهميّت دارد خيلى اهميّت دارد. ولى از تشيّع همين را فهميده است و بس. امّا از صفات رهبان بالليل، اسد بالنهار، احلام وزينه و صدور امينه، خبرى در او نيست.

پنجم شيعيان واقعى: آن كسانى كه آشنا با معارف الهيه و كتب اهل بيت(ع) هستند و برنامه هاى آنها صفاتى است كه در اين روايت آمده بود

نویسنده: ׀ تاریخ: پنجشنبه 31 خرداد1386 ׀ موضوع: صفات شیعه علی علیه السلام ׀ لینک این پست ׀

یا زهرا

 

هرچند در لابه لای کوچه های آن شهر مردم بی مرام نبودم تا چادر اکی تو را دستی بکشم یا مرحمی بر دل زخم خورده ات باشم یا زینب را دلداری دهم اما........امروز عاشقانه برای تو مینویسم ای تجسم زیبایی و ای تک حور علی

  سالروز شهادت دخت نبی  زهرای علی به ساحت مقدس امام زمان و شما عزیزان تسلیت میگم

 

نویسنده: ׀ تاریخ: دوشنبه 28 خرداد1386 ׀ موضوع: درد دل با 14عشق ׀ لینک این پست ׀

تسلیت....

 

در گذشت ملکوتی عالم ربانی

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

     رابه ساحت مقدس امام زمان (عج)

وجهان تشیع و مردم مومن ایران اسلامی تسلیت میگویم...

TinyPic image

نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه 26 خرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

اسامی حضرت زهرا سلام الله علیها

 

كوثر

كوثر مبالغه در كثرت است.

طبرسی فرموده «كوثر چیزی است كه كثرت از شأن آن است و كوثر خیر كثیر است»

فاطمه الزهراء سلام الله علیها خیر كثیری است كه به پیامبر صلی الله و آله و سلم عطا شد.

«انا اعطنیاك الكوثر»

ما به تو كوثر (خیر و بركت فراوان) عطا كردیم.

«فصل لربك و انحر»

 اكنون كه چنین است برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی كن.

«أن شانئك هو الابتر»

مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب (بدون نسل) است.

در شأن نزول این سوره می خوانیم:

عاص بن وائل كه از سران مشركان بود پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات كرد، هنگامی كه عاص بن وائل وارد مسجد شد به او گفتند: با كه صحبت می كردی؟

گفت: با این مرد ابتر! این تعبیر را به خاطر این انتخاب كرد كه «عبد الله» پسر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفته بود و عرب كسی را كه پسر نداشت «ابتر» ( بلا عقب می نامید) و لذا قریش این نام را بعد از فوت پدر پیامبر برای حضرت انتخاب كرده بود (سوره فوق نازل شد و پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم رابه نعمت های بسیار و كوثر بشارت داد و دشمنان او را ابتر خواند)

توضیح این كه پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم دو فرزند پسر از بانوی گرامی اسلام، حضرت خدیجه سلام الله علیها داشت یكی قاسم و دیگری طاهر كه او را عبدالله نیز می نامیدند و این هر دو، در مكه از دنیا رفتند و پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فاقد فرزند پسر شد این موضوع زبان بد خواهان قریش را گشود. كلمه «ابتر» را برای حضرتش انتخاب كردند. پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در سال هشتم هجری در مدینه از ماریه قبطیه، صاحب فرزند ذكور دیگری به نام ابراهیم شد، اتفاقا او نیز قبل از آن كه به دو سالگی برسد چشم از  پوشید و وفات او قلب پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را آزرد آنها طبق سنت خود برای فرزند پسر اهمیت فوق العاده ای قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه های پدر می شمردند. بعد از این ماجرا آنها فكر می كردند با رحلت پیغمبر اكرم صلی الله عیله و آله و سلم برنامه های او به خاطر نداشتن فرزند ذكور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.

سوره كوثر نازل شد و خداوند در این سوره به طور اعجاب آمیزی به آنها پاسخ گفت: و خبر داد كه دشمان او ابتر خواهند بود و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد. بشارتی كه در این سوره داده شد از یک سو ضربه ای بود بر امیدهای دشمنان اسلام و از سوی دیگر تسلی خاطری برای رسول الله بود كه بعد از شنیدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان، قلب پاكش غمگین و مكدر شده بود.[1]

كوثر یک معنی جامع دارد و آن، خیر وسیع و فراوان است و مصادیق آن زیاد است ولی بسیاری از  بزرگان علمای شیعه وجود مبارک فاطمه الزهراء سلام  الله علیها را یكی ا ز روشنترین مصداقهای آن دانسته اند چرا كه شأن نزول آیه می گوید: آنها پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را متهم می كردند كه بلا عقب است.

قرآن مجید ضمن نفی سخن آنها می گوید: ما به تو كوثر دادیم.

از این تعبیر استفاده می شود كه این خیر كثیر، همان فاطمه زهراء سلام الله علیها است زیرا نسل و ذریه پیامبر صلی الله عیله و آله و سلم به وسیله همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت، نسلی كه نه تنها فرزندان جسمانی پیغمبر بودند، بلكه آیین او و تمام ارزشهای اسلام را حفظ كردند و به آیندگان ابلاغ نمودند نه تنها امامان معصوم اهل بیت علیهم السلام كه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلكه هزاران نفر از فرزندان فاطمه سلام الله علیها در سراسر جهان پخش شدند كه در میان آنها علمای بزرگ نویسندگان، فقها، محدثان، ‌مفسران، والامقام و فرماندهان عظیم بودند كه با ایثار و فداكاری در حفظ آیین اسلام كوشیدند.

در اینجا به بحث جالبی از فخر رازی برخورد می كنیم كه در ضمن تفسیرهای مختلف كوثر می گوید:

قول سوم این است كه این سوره به عنوان رد بر كسانی نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اكرم خرده می گرفتند. بنابراین معنای سوره این است كه خداوند به او نسلی می دهد كه در طول زمان باقی می ماند. ببین چه تعداد از اهل بیت را شهید كردند در عین حال جهان مملو از آنهاست این درحالی است كه از بنی امیه (كه دشمنان اسلام بودند) شخصی قابل ذكری در دنیا باقی نمانده، پس بنگر و ببین چقدر از علمای برزگ در میان آنهاست.

مانند «باقر علیه السلام» و «صادق علیه السلام» و «رضا علیه السلام» و «نفس زكیه» و ... [2]

 كوثر كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عنایت شده است. همان كثرت نسل و ذریه آن حضرت است، پس مراد از كوثر  یا فقط كثرت ذریه آن حضرت است و یا مراد از كوثر خیر بسیار است.

كه در ضمن آن كثرت نسل پیامبر نیز مورد نظر است، زیرا اگر كثرت نسل پیامبر ملحوظ نباشد، آیه اخیر

«أن شانئك هو الابتر»

دشمن تو بی نسل خواهد ماند و او ابتر خواهد شد.

بدون فایده خواهد بود، پس آیات قبل باید پیرامون نسل پیامبر باشد. تا این سخن از ابتر بودن دشمن پیامبر معنا دهد و بی فایده نباشد. [3]

 

پی نوشت ها:

[1] تفسیر نمونه، ج27، ص368.

[2]  تفسیر نمومه، ج27، ص375.

[3] امیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، ج20، ص370.                                 

نویسنده: ׀ تاریخ: دوشنبه 21 خرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

نظر خواهی از هرکی که گلههههههههه

 

تمام لذت عمرم همین است

                                     که مولایم امیرالمومنین است

  نه این را ونه ان را دوست دارم

                                      امیر المومنین را دوست دارم

نویسنده: ׀ تاریخ: دوشنبه 14 خرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق یعنی زهرا

 

با همه شرمندگی ها باز از تو میخام بنویسم ای تجسم نور خدایی

سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود»
1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

 

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 9 خرداد1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

کسب روزی

 

متن حديث

عَنِ ابْنِ عُمَرَ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ(ص): لَيْسَ شَىْءٌ تُباعِدُكُمْ مِنَ النّارِ اِلاّ وَ قَدْ ذَكَرْتُهُ لَكُمْ وَلا شَىْءٌ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ اِلاّ وَ قَدْ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ اِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ نَفَثَ فى رَوْعى اَنَّهُ لَنْ يَمُوتَ عَبْدٌ مِنْكُمْ حَتّى يَسْتَكْمِلَ رِزْقَهُ، فَاَجْمِلُوا فِى الطَّلَبِ فَلا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطاءُ الرِّزْقِ عَلى اَنْ تَطْلُبُوا شَيْئاً مِنْ فَضْلِ اللهِ بِمَعْصِيَتِه، فَاِنَّهُ لَنْ يُنالَ ما عِنْدَ اللهِ اِلاّ بِطاعَتِه اَلا وَ اِنَّ لِكُلِّ امْرِء رِزْقاً هُوَ يَأْتيهِ لا مَحالَةَ، فَمَنْ رَضِىَ بِه بُورِكَ لَهُ فيهِ وَ وَسِّعَهُ، وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِه لَمْ يُبارَكْ لَهُ فيهِ و لَمْ يَسَعَهُ، اِنَّ الرِّزْقَ لَيَطْلُبُ الرَّجُلَ كَما يَطْلُبُهُ اَجَلُهُ.

(بحارالانوار، ج 77، ص 185)

 


ترجمه:

از ابن عمر روايت شده كه پيامبر(ص) فرمود: آنچه شما را از آتش جهنم دور مى سازد، براى شما بيان كردم و آنچه شما را به بهشت نزديك مى كند به خوبى برايتان شرح دادم و چيزى را فروگذار نكردم، به من وحى شد كه كسى نمى ميرد مگر اين كه روزى او كامل شود پس در طلب روزى اعتدال را مراعات كنيد. مبادا كندى (و كمى و عقب افتادن) روزى شما را وادار كند براى طلب آن مرتكب گناه شويد; زيرا كسى به نعمت هايى كه نزد خداست نمى رسد مگر به سبب فرمانبردارى او. بدانيد هر كسى بهره اى از روزى دارد كه ناچار به سراغ او مى آيد، پس كسى كه به روزى خودش قانع باشد رزق او مبارك مى شود و وسعت مى يابد و كسى كه بدان قانع و راضى نباشد مبارك و وسعتى نمى بيند. رزق به سراغ آدمى مى آيد همان گونه كه مرگ به سراغ آدم مى آيد.

تفسير:

حضرت رسول خدا(ص) مى فرمايد: به هر چه شما را - فعلا و قولا - از بهشت دور مى كند بر حذر مى دارم. و هر چه شما را به بهشت نزديك و از جهنم دور مى گرداند فرمان مى دهم. فايده اين حديث، اين است كه ما همواره تلاش كنيم كه احكام اسلام را پياده كنيم و اين حساب ما را از اهل سنّت - كه معتقدند هر جا نص نيست حكم هم نيست - جدا مى كند. به همين دليل، اهل تسنّن به فقها حق مى دهند كه قانون جعل كنند، قياس بشود و استحسان و مصالح مرسله را پياده كنند. چنين مذهبى كه نيمى در اختيار خدا و معصوم(ع) است و نيمى در اختيار مردم، با مذهبى كه همه اش از سوى خدا و معصومين(ع) است بسيار متفاوت خواهد بود و البته ظاهر آيه «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ;(1) امروز دين شما را كامل كردم» نيز همين است، چون دين عبارت است از مجموعه عقايد و قوانين و اخلاقيات. حديث اين ديدگاه را به ما مى دهد كه به عنوان يك مجتهد استنباط كنيم نه اين كه تشريع نماييم.

در اين جا، چند تذكر لازم است:

1- بعضى از افراد سست و بى حال با اتكا به تعبيراتى همانند «وَ ما مِنْ دابَّةِ فِى الاَْرْضِ اِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها;(2) هيچ جنبنده اي در روي زمين نيست مگر اين كه روزى او بر خداست» يا رواياتى كه روزى را مقدّر و معيّن مى داند، چنين مى انديشند كه لزومى ندارد انسان براى تهيّه معاش، زياد تلاش كند، چرا كه روزى مقدّر است و به هر حال به انسان مى رسد، و هيچ دهان بازى بدون روزى نمى ماند!

اين چنين افراد نادان كه شناختشان درباره دين و مذهب فوق العاده سست و ضعيف است، بهانه به دست دشمنان مى دهند كه مذهب عاملى است براى تخدير و ركود اقتصادى و خاموش كردن فعاليّت هاى مثبت زندگى، و تن در دادن به انواع محروميّت ها، به عذر اين كه اگر فلان موهبت نصيب من نشده حتماً روزى من نبوده; اگر روزى من بود، بدون چون و چرا به من مى رسيد و اين فرصت خوبى به دست استثمارگران مى دهد كه هر چه بيشتر خلقهاى محروم را بدوشند و آنها را از ابتدايى ترين وسايل زندگى مرحوم سازند. در حالى كه مختصر آشنايى به قرآن و احاديث اسلامى براى پى بردن به اين حقيقت كافى است كه اسلام پايه هر گونه بهره گيرى مادّى و معنوى انسان را سعى و كوشش مى شمرد تا آن جا كه در جمله شعارگونه قرآنى: «لَيْسَ لِلاِْنسانِ اِلاّ ما سَعى» بهره انسان را منحصراً در كوشش و كارش قرار مى دهد.

پيشوايان اسلام براى اين كه سرمشقى به ديگران بدهند در بسيارى از مواقع كار مى كردند; كارهايى سخت و توانفرسا.

پيامبران پيشين نيز از اين قانون مستثنا نبودند; از چوپانى گرفته، تا خياطى و زره بافى و كشاورزى اِبا نداشتند. اگر مفهوم تضمين روزى از طرف خدا، نشستن در خانه و انتظار رسيدن روزى باشد، نبايد پيامبران و امامان كه از همه آشناتر به مفاهيم دينى هستند اين همه براى روزى تلاش كنند.

بنابراين ما هم مى گوييم: روزى هر كس مقدّر و ثابت است، ولى در عين حال مشروط به تلاش و كوشش; و هرگاه اين شرط حاصل نشود مشروط نيز از ميان خواهد رفت. اين درست به آن مى ماند كه مى گوييم: «هر كس اجلى دارد و مقدار معيّنى از عمر» مسلماً مفهوم اين سخن آن نيست كه اگر انسان حتى دست به انتحار و خودكشى و يا تغذيه از مواد زيانبخش بزند تا اجل معينى زنده مى ماند; بلكه مفهومش اين است كه اين بدن استعداد بقا تا مدّت قابل ملاحظه اى دارد امّا مشروط به اين كه اصول بهداشت را رعايت كند و از موارد خطر بپرهيزد; و آنچه را سبب مرگ زودرس مى شود از خود دور كند.

نكته مهم اين است كه آيات و روايات مربوط به معين بودن روزى در واقع ترمزى است روى افكار مردم حريص و دنياپرست كه براى تأمين زندگى به هر در مى زننند، و هر ظلم و جنايتى را مرتكب مى شوند، به گمان اين كه اگر چنين نكنند زندگى شان تأمين نمى شود.

آرى اين خدا، چگونه ممكن است به هنگامى كه انسان بزرگ مى شود و توانايى و قدرت به هر گونه كار و فعاليت پيدا مى كند او را فراموش نمايد، آيا عقل و ايمان اجازه مى دهد كه انسان در چنين حالى به گمان اين كه ممكن است روزى اش فراهم نشود در وادى گناه و ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران گام بگذارد و حريصانه به غصب حق مستضعفان بپردازد!؟

البته نمى توان انكار كرد كه بعضى از روزى ها چه انسان به دنبال آن برود، يا نرود، به سراغ او مى آيد.

آيا مى توان انكار كرد كه نور آفتاب بدون تلاش ما به خانه ما مى تابد و يا باران و هوا بدون كوشش و فعاليت به سراغ ما مى شتابد؟ آيا مى توان انكار كرد كه عقل و هوش و استعدادى كه از روز نخست در وجود ما ذخيره شده به تلاش ما نبوده است!؟

اين را نيز نمى توان انكار كرد كه در پاره اى از موارد انسان به دنبال چيزى نمى رود، ولى بر اثر يك سلسله تصادف ها، موهبتى نصيب او مى شود، اين حوادث گرچه در نظر ما تصادف است امّا در واقع و از نظر سازمان آفرينش حسابى در آن مى باشد. بدون شك حساب اين گونه روزى ها از روزى ها از روزى هايى كه در پرتو تلاش و كوشش به دست مى آيند جداست. ولى اين گونه مواهب به اصطلاح باد آورده و يا به تعبير صحيح تر مواهبى كه بدون تلاش، به لطف خدا، به ما رسيده اگر با تلاش و كوشش خود از آن به طور صحيحى نگهدارى نكنيم آنها نيز از دست ما خواهد رفت، و يا بى اثر مى ماند.

سخن معروف حضرت على(ع) در نامه 31 نهج البلاغه كه به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «وَ اعْلَمْ يا بُنَىَّ! اِنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبَهُ; وَ رِزْقُ يَطْلُبُكَ; بدان فرزندم! روزى دو گونه است: يك نوع همان روزى هايى است كه تو بايد به جستوجويش برخيزى; و گونه ديگرش روزى هايى است كه آن در جستوجوى تو است و به سراغ تو مى آيد» نيز اشاره به همين حقيقت است.

به هر حال، نكته اساسى اين است كه تمام تعليمات اسلامى به ما مى گويد: براى تأمين زندگى بهتر - چه مادى و چه معنوى - بايد تلاش بيشتر كرد، و فرار از كار به گمان مقسوم بودن روزى غلط است. (تفسير نمونه، ج 9، ص 20)

2- درسى به همه طالبان علم مى دهد كه ايمان داشته باشيم كه خداوند روزى اهل علم را مى رساند، چرا كه اگر اهل علم به فكر جمع مال باشند دو خطر بزرگ در بر دارد:

الف - اينها سرمشق مردمند بايد الگو باشند. اگر خودشان به دنبال دنيا بروند نمى توانند سرمشق ديگران باشند.

ب - مالى كه ديگران (غير اهل علم) جمع مى كنند ضربه به مذهب نمى زند، ولى اگر اهل علم با حق و ناحق كردن و از طرق مختلف به جمع مال بپردازند، به دين ضربه مى زند. اين واقعاً مايه حسرت است.

ــــــــــــــــــــــــــــ
 

1. آيه 3 سوره مائده.

2. آيه 6 سوره هود.

نویسنده: ׀ تاریخ: پنجشنبه 3 خرداد1386 ׀ موضوع: چند سوال خواندنی ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to 14eshgh.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20