تبليغاتX
بگیر دست مرا سردم است یازهرا


بگیر دست مرا سردم است یازهرا

نه این راو نه ان را دوست دارم امیر المومنین را دوست دارم

جايگاه و ارزش نماز از زبان دانشمندان جهان

 

یارفیق من لا رفیق له

۱ . «ويليام جيمز» روان شناس بزرگ آمريکايي مي گويد: «دعا و نماز و به عبارت ديگر، اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان، کاري اثر بخش و داراي نتيجه است. ثمره آن عبارت است از ايجاد يک جريان قدرت و نيرويي که به طور محسوس داراي آثار مادي و معنوي است.»1

 

2. دکتر «وين داير»: «من در حال نماز به شيوه اي باور نکردني از نور الهي برخودار مي شوم و احساس مي کنم همه وجود من، روح است هر چند هنوز از داشتن جسم آگاه هستم و هنگامي که از اين احساس روحاني و سير و سياحت در عالم روح به جسم خود باز مي گردم، احساس قدرت مي کنم گويي جسم من آکنده از مقدار زيادي انرژي شده است.»2

 

3. «کارل يونگ» روان شناس بزرگ معاصر: «واقعه نماز و دعاي جمعي، بهره گيري از حيات فائق و متعالي است که برتر از همه مرزها و حدود زماني و مکاني است و لحظه اي جاويد و ابدي در زمان است.»3

 

4. «روژه گارودي» فيلسوف و دانشمند مشهور فرانسوي: «در نماز انسان به خود باز مي گردد و همه هستي را در وجود خويش احساس مي کند و چنين است که انسان با ايمان به ستايش وادار مي شود.»4

 

5. دکتر «فرانک لاباخ» دانشمند مشهور اروپايي از قول دانشمند ديگري چنين مي گويد: «اي خداوند! ساعت کوتاهي که در حضور تو صرف مي شود چه تغيير عظيمي به وجود مي آورد، چه بارهاي سنگيني بر اثر آن از سينه ها برداشته مي شود و چه زمين هاي خشکي که بر اثر رگبارهاي دعا شاداب مي گردد ...»5

 

6. «مهاتما گاندي» رهبر بزرگ هند چه زيبا مي گويد: «دعا و نماز، زندگي مرا نجات داده است، من بدون آن مدت ها پيش ديوانه شده بودم. من در تجارب زندگي عمومي و خصوصي خود تلخ کامي هاي بسيار سختي داشته ام که مرا دستخوش نااميدي مي ساخت اگر توانسته ام بر اين نااميدي ها چيره شوم به خاطر دعا و نمازهايم بوده است. دعا و نماز را مانند حقيقت بخشي از زندگي خود به شمار نمي آورم، بلکه تنها به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آن را به کار مي بسته ام، زيرا اغلب خود را در حال و وضعي مي يافتم که احتمالا بدون نماز و دعا نمي توانستم شادمان باشم. هر چه زمان مي گذشت اعتقاد من به خدا افزايش مي يافت و نياز من به دعا و نماز بيشتر مي شد و صورتي مقاومت ناپذير به خود مي گرفت. بدون آن زندگي سرد و تهي بود. به همان اندازه که غذا براي بدن لازم است دعا و نماز براي روح ضرورت دارد. در واقع آن قدر که دعا و نماز براي روح لازم است، غذا براي بدن ضرورت ندارد زيرا اغلب لازم است به خاطر سلامت بيشتر خودمان گرسنگي بدهيم و از غذاخوردن خودداري کنيم، اما در مورد دعا و نماز چنين اجتنابي نمي توان وجود اشته باشد.»6

 

گاندي در جاي ديگر مي گويد: «من کوچک ترين شکي ندارم که نماز و دعا، وسيله غير قابل انکاري براي پاک کردن قلب از اميال نفساني است ولي بايد با منتهاي تواضع آميخته گردد.»7

 

7. دکتر «الکسيس کارل» فيزيولوژيست معروف فرانسوی مي گويد: «حالت دعا و مناجات، اثراتي در اعضاي بدن ما به جا مي گذارد که در نوع خود بي سابقه است اين اثر در روزهاي اول آن قدرها جالب توجه نيست اما کم کم وقتي عادي شد، هيچ لذتي نمي تواند با آن برابري کند.»

 

و در جاي ديگر مي گويد: «نيايش، پرواز روح است به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه اي است نسبت به آن مبدأيي که معجزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش، نمودار کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي، آفريدگار هستي، عقل کل، قدرت نامحدود و خير مطلق.»

 

 

 

 

نویسنده: ׀ تاریخ: سه شنبه 28 آبان1387 ׀ موضوع: نظر پزشکان غربی در مورد نماز ׀ لینک این پست ׀

شهید همت

برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه ،

 باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم یه

 سرمایه میخواد که از همه چیزمون بگذریم ، و برای اینکه از همه

 چیزمون بگذریم باید شبانه روز دلمون ، و وجودمون و همه چیزمون

 با خدا باشه ، آنقدر پاک باشیم که خدا کلا ازمون راضی باشه .

 قدم بر می داریم برای رضای خدا ،

قلم بر می داریم برای رضای خدا،

 حرف می زنیم برای رضای خدا ،

شعار می دیم برای رضای خدا ،  

می جنگیم برای رضای خدا ،

همه چی همه چی همه چی خالص خاص خدا باشه ،

 که اگر شد پیروزی درش هست .

 چه بکشیم ، چه کشته بشیم اگر این چنین بشیم پیروزیم و هیچ

ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره برای ما ،

چه بکشیم ، چه کشته بشیم پیروزیم اگر این چنین بشیم .

شهید همت

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 22 آبان1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

داستان تاجر و چهار زنش...

داستان تاجر و چهار زنش...

 

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت 

 زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران

قیمت و غذاهای خوشمزه  پذیرایی می کرد.

بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد .

 پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد

گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود

و تنهایش بگذارد

 

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت .

او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود .

 مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد

 تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که

در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن

 او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود .

 با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود

اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش

 با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید

 که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه

خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم

دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ،

چه تنها و بیچاره  خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای

 تنهاییش فکری بکند .

 اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم

و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها

را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این

 همه محبت من آیا در مرگ با من

 همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک

کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود 

نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم

آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است .

 تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم

و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای .

 این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید

 از همیشه بیشتر ، می توانی

در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

 

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

 

 

نویسنده: ׀ تاریخ: جمعه 17 آبان1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

حیا را پاس دارید.

                                                  حیا را پاس دارید.

 

«حیا» سرچشمة همة زیبایی هاست و در فقدان حیا، هیچ کار زیبایی انجام نمی شود و هیچ کار زشتی ترک نمی شود. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمود:

«الاسلام عریان فلباسه الحیاء؛ اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.»

حیا همان دگرگونی حال و انکسار و دوری گزینی از کار زشت است؛ به خصوص آنکه انسان احساس کند که ناظری او را می‌بیند. و آگاهی و نظارت خداوند، عامل برانگیختن حیا است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

«فاستحیوا الیوم أن یطَّلع الله علی شیء من أمرکم؛ شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»

بزرگترین سرمایة دختر و زن مسلمان «حیا» است که ثمره ی آن، مهار شهوت و تضمین عفّت او خواهد بود.

درنگ در نوع برخورد موسی علیه السلام  با دختر شعیب علیه السلام و شیوه راه رفتن این دختر که با حیا آمیخته بود، كه در مطالب پايين هم داستانش رو نوشته ام مي تونيد بريد و دوباره مطالعش كنيد برای شما الهام بخش خواهد بود.

 

 

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آبان1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دوست خوب کیه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

 

ویژگی های دوست خوب

وملاک های انتخاب دوست

 

  • فرمایش حضرت عیسی علیه السلام در  پاسخ برخی از حواریون که پرسیدند:                              با چه کسی دوستی کنیم ؟چنین بود:
  • اول دیدن او شما را بیاد خدا اندازد.
  • دوم بیانش علم شما را زیاد کند.
  • سوم عملش شما را به آخرت  ترغیب کند.
  •  
  • نسبت به تو بی تفاوت نباشد.
  • (کسی که هم وغم تو دارد ،او دوست  تو است.)
  • غرر الحکم،ص 415
  • یک رنگ باشد.
  • دوست کسی است که در پنهان دوست ،راستگو باشد.
  • غرر الحکم،ص 424
  • آنچه در اختیار دارد از تو دریغ ندارد.
  • دوستان را با رفتار وگفتار مناسب از خود نرنجاند.
  • در راه حق  برای دوستش غضب کند.
  • دوست واقعی وارزشمند تو کسی است که هرگاه بنا به
  •                   مسائلی نتوانستی به دیدارش بروی ،او به دیدارت آید وتو را فراموش نکند.
  •  
  • باایمان و با تقوی باشد.
  • دلسوز وخیرخواه ومهریان باشد.
  • صبور و با حوصله باشد.
  • عاقل خردمند دانا وعالم باشد.
  • دارای تجربه وکمال باشد.
  • تو را فراموش نکند.
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:بهترین دوستان کسی است که وقتی به یاد او بودی تو را یاری کند ووقتی او را از یاد بردی تو را بیاد آورد.
  • (بحار الانوار،جلد 74،ص 140)
  • تو را احترام کند.
  • (سه چیز محبت ودوستی را زیاد میکند ؛اول آنکه هر وقت او را دیدی سلام کنی،در مجلس جای او را باز کنی واو را به بهترین نام هایش بخوانی)
  • ترک مجادله
  • وقتی با کسی دوست شدی با اومجادله ورقابت مکن ودر مورد او از کسی نپرس چه بسا که با یکی از دشمنان او بر بخوری واو بین شما تفرقه افکند.
  • مفید باشد.

 

 

نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه 11 آبان1387 ׀ موضوع: 150درس زندگی(قشنگه ومفید) ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to 14eshgh.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20