تبليغاتX
بگیر دست مرا سردم است یازهرا


بگیر دست مرا سردم است یازهرا

نه این راو نه ان را دوست دارم امیر المومنین را دوست دارم

پیام قرآن(معاد در قرآن ) قسمت اول

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تلخيص جلد ششم پيام قرآن

محسن رضا بشارت

 

 

نشانه هاي قيامت :

 

 (كه به عنوان «اشراط السّاعه » معروف است) به سه گروه تقسيم مي شود:

1.      علامات نزديك شدن قيامت

2.      علامات پايان جهان

3.      علامات آغاز قيامت

 

اشراط السّاعه  :                 اشراط جمع شَرَطَ به معناي علامت است .

                                    ساعه به معني قيامت است.

                                    بنابراين اشراط الساعه به معني نشانه هاي قيامت است.

 

از جمله آياتي كه به اين مسئله اشاره دارد:

سوره محمد (ص) /آية 18 :  « فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ

جَآءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى‏ لَهُمْ إِذَا جَآءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ»

مفاد آيه : آيا كفار جز اين انتظاري دارند كه قيامت دفعه برپاشود(آنگاه ايمان

آورند) در حالي كه همين حالا علامات آن آمده است .

نكات :

 

ü     منظور از «اشراط» در آيه چيست ؟ اكثر مفسران گويند منظور از اشراط

در اينجا همان بعثت وقيام پيامبر صلي الله عليه وآله ونزول قرآن است.

در اين مورد حديثي از پيامبراكرم صلي الله عليه وآله نقل شده است:                                                                  «بعثت انا والساعه  كهاتين ؛و ضم السبابه و الوسطي »

يعني : بعثت من وقيامت مانند اين دو است ( واشاره به دو انگشت مباركش

كرد )وانگشت سبابه را با انگشت وسط كنار هم قرار داد .

در برخي روايات قيام امام زمان (عج ) نيز جزء اشاراط الساعه شمرده اند.

در حديث ديگري از پيامبراكرم صلي الله عليه وآله اموري را بعنوان اشاراط

الساعه برشمرده اند:

كه ايشان فرمودند :«ان يرفع العلم ويظهر الجهل ويشرب الخمر ويفشو الزنا »

يعني : (از علامات قيامت : برچيده شدن علم وآشكار شدن جهل وشرب

خمر وكثرت زنا است )

2. قمر /1   « اِقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ »

دومين آيه اي كه از نزديكي قيامت سخن مي گويد است  ،از پيامبراكرم

صلي الله عليه وآله پرسيدند قيامت كي مي آيد ؟ آيه مي فرمايد : قيامت ن

زديك است واز نشانه هاي آن شق القمر است .

معجزة شق القمردر عصر پيامبراكرم صلي الله عليه وآله واقع شده كه هم

دال بر قدرت حقتعالي است وهم دال بر صدق نبوت پيامبر اكرم صلي الله

عليه وآله است  و هم از نزديكي قيامت سخن مي گويد :چنانچه قبلا گفتيم

پيامبراكرم صلي الله عليه وآله فرمود :« بعثت من وقيامت .....»

 

جريان شق القمر :مشركان نزد پيامبراكرم صلي الله عليه وآله آمدند و

گفتند : اگر راست مي گويي و تو پيامبر خدا هستي ماه را براي ما دو پاره

كن ! فرمود اگر اين كار كنم ايمان مي آورديد؟ گفتند : آري

(آنشب شب چهاردهم ماه بود ) پيامبراكرم صلي الله عليه وآله از خدا تقاضا

كرد ناگهان ماه به دوپاره تقسيم شد .

 3. دخان / 10     « فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِى السَّمَآءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ  »

ارتقب : انتظار

دخان : دود

مفاد آيه : منتظر روزي باش كه آسمان ، دود دود آشكاري پديد مي آيد

وهمه مردم را فرا مي گيرد.اين عذاب درد ناكي است.

در تفسير آيه 3 قول است ، آنكه موافق ظاهر آيات ومطابق روايات است اين است كه :

اين آيه اشاره به يكي از نشانه هاي نزديك شدن قيامت مي كند كه آسمان

را دود آشكار مي پوشاند و مردم دست به دامن لطف خدا مي شوند خداوند

با لطف و كرمش كمي اين عذاب را بر مي دارد ولي باز منكران ايمان نمي

آورند.

 

از جمله احاديثي كه از نشانه هاي نزديك شدن قيامت ر ا «دخان » معرفي مي كند:

1.      ازپيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل شده است كه فرمود: چهار چيز

از نشانه هاي نزديك شدن قيامت است :

 1. ظهور دجال

2.      نزول عيسي عليه السلام

3.      آتشي كه از قعر سرزمين عدن برمي خيزد.

4.      دخان (دودي كه آسمان را مي پوشاند) .

 

1.      اميرالمؤمنين علي عليه السلام از ازپيامبر اكرم صلي الله عليه وآله

نقل كرده است كه فرمود: كه 10 چيز قبل از قيامت بطور قطعي به وقوع مي

پيوندد: از جملۀ آنها : قيام حضرت مهدي (عج) ، نزول عيسي عليه السلام

و وظهور دخان است.

2.      يكي از اصحاب از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله  از دخان سؤال كرد

؟ پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله آيۀ ((فارتقب يوم تأتي السماء بدخان

مبين )) تلاوت فرمود  وسپس افزود :دخان دودي است كه بين مغرب و

مشرق را پر مي كند ، وحدود 40 شبانه روز باقي مي ماند ، اما مؤمن

چيزي شبيه زكام به او دست مي دهد. كافر همچون مستان خواهد بود و

دودي از بيني وگوشها وپشت او بيرون مي آيد.

 

خلاصه: عمده ترين اشراط الساعه :  1. بعثت پيامبر صلي الله عليه وآله

ونزول قرآن

                                             2. شق القمر

                                             3. آشكار شدن دودي در آسمان

نویسنده: ׀ تاریخ: پنجشنبه 29 مرداد1388 ׀ موضوع: برنامه ای برای دنیا وآخرت ׀ لینک این پست ׀

عزيز مصر شدن نتيجه كرامت نفس

عزيز مصر شدن نتيجه كرامت نفس


در لغت آمده است كه «كَرَم» يعنى جمع ارزش‏ها و «كريم» يعنى انسانى كه همه ارزش‏ها را در خود جمع كرده است. وجود يوسف، از ارزش‏هاى انسانى و الهى پر بود. اين كارى است كه يوسف به اختيار خود كرده است كه با به كارگيرى معنويات پدر، جد و جدّ اعلاى خود، عقل را كامل كرد، فطرت را روشن ساخت، روح را تقويت و نفس را تزكيه نموده، عمل را صالح و اخلاق را حسنه كرد. دليل آن هم اين است كه عزيز مصر شده است. رفتار او با ملّت مصر، به ويژه با برادران خود كه از آنان كتك خورده و تحقير شده است و او را در چاه انداخته‏اند، كريمانه است. اكنون كه در يك مملكت بزرگ به قدرت رسيده است، پس از ورود ستم‏گران مى‏گويد : پول كم خود را بدهيد، من همه ظرف‏هاى شما را پر مى‏كنم. همه ظرف‏ها را پر كرد و به مأموران گفت : هر چه پول داده‏اند، به آنها برگردانيد. به آنها محبت كرد. روزى هم كه شناخته شد، يعقوب به پسرش يوسف گفت : مى‏خواهم با تو تنهايى ملاقات كنم كه حتى مادرت هم نباشد. گفت : پسرم! مى‏خواهم از زبان خودت بشنوم كه سى سال پيش كه تو را از دامن من جدا كردند، با تو چه كردند؟
يوسف گفت :
«عَفَا اللّه‏ُ عَمَّا سَلَفَ»9.خدا از [ گناه ] كشتن شكارهايى كه پيش از اين حكم انجام گرفته، درگذشت.
خدا از سى سال پيش برادران من گذشت كرده است. وقتى او گذشت كرده است، من چيزى ندارم كه بگويم. پدر اصرار كرد كه آنان چه كار كردند. يوسف گفت : جاده را باز كردند و من به سلطنت رسيدم. سخن ديگرى هم نگفت. اين انسان، كريم است و اين، كار يوسف است.

نویسنده: ׀ تاریخ: یکشنبه 21 بهمن1386 ׀ موضوع: برنامه ای برای دنیا وآخرت ׀ لینک این پست ׀

یه چند تا حرف درست..... سکوت وسیاهی شب......عشق ونماز شب......

      

                                     

 

                                                                  

       یه سلام به شما که .....عاشقید ومیخواهید محبوب تر بشید!!!!! 

 

       یه چیزی از یکی یاد گرفتم خودمم یه چاشنی بهش زدم ببینم به

دلتون میشینه یا نه؟

                                           

 

    یکی از دوستانمون یه روز یه نصیحت کرد که نمازشب رو فراموش

نکنم چون......اما من بااین حرف بیاد این افتادم که این روزها که ماه

رمضونه بیشتر حس خدایی داریم چون اون لعنتی که تو بند تشریف داره

وما بنده های خدا هم یکم آزادیم اما میرسند روزهایی که دل آدم

میگیره وبه مشکلات زیادی برخورد میکنه....حرفهایی میشنوه که اصلا

رضایت نمیده به خودش بچسبونه.....مردم یه فکرهایی درموردش میکنند

که دوست نداره  اینجوری فکر کنند .....به مشکلاتی برخورد میکنه که

نمیتونه به هیشکی بگه حتی عزیزترینی که خیلی عاشقشه.مثل

مادرش....وفقط جز یه دل ابری ....با یه خواهش وتمنا از دل  برا حل

مشکلات چیزی در بساط نداره میدونی اونوقت چی بکار آدما میاد؟؟؟؟؟

اونوقته که میفهمی وقتی همه چشما خوابند یه وهمه تو رویا بسر

میبرند یکی اون بالا بالاها داره صدات میزنه ومیگه پاشو بیا پیش خودم و

دردت رو به من بگو ...آره من همونی ام که نه دردت رو دوچندان

میکنم....نه واهمه ای داری که حرفت رو به کسی بگم وآبروت رو ببرم

نه به قول خودمون هیچوقت وقتی خواهان صحبت با من شدی ایگنورت

میکنم.....نه ساعت خاصی داره ونه روز خاصی!!!!اونوقته که میفهمی

یه نماز شب تو ساعت ۲شب چقدر حالت رو عوض میکنه!!!!امتحانش

مجانیه....اگه بعدش هم با یه حال بهتری مناجات حضرت امیرالمومنین

علیه السلام رو بخونی دیگه  به.... به. .....به......

                              

نویسنده: ׀ تاریخ: پنجشنبه 19 مهر1386 ׀ موضوع: برنامه ای برای دنیا وآخرت ׀ لینک این پست ׀

برنامه برای دنیا وآخرت شما

براى دنيا و آخرت

متن حديث:

يا اَباذَر،ايّاكَ وَالتسَّويف،بِاَمْلِكَ فَاِنَّكَ بِيَوْمِكَ وَ لَسْتَ بِما بَعْدَهُ فَاِنْ يَكُنْ لَكَ غَدٌ فَكُنْ فىِ الْغَدِ كَما كُنْتَ فىِ الْيَوْمِ وَ اِنْ لَمْ يَكُنْ غَدٌ لَكَ لَمْ تَنْدَمُ عَلى ما فَرَّطْتَ فىِ الْيَوْمِ.(1)



ترجمه:

اى ابوذر، بر حذر باش از تسويف، (و كار امروز را به فردا مينداز) تو به امروز تعلّق دارى، و اگر فردايى هم بود كار فردا را انجام بده، و اگر فردايى نبود هرگز پشيمانى ندارد.

 

شرح حديث:

دستورى كه دراين بخش از حديث بيان شده هم براى دنياى انسان است و هم براى آخرت انسان;يعنى حتّى اگر انسان مادّى مسلك هم باشد و به خدا هم عقيده نداشته باشد،بايد براى پيشرفت و موفّقيّتش به اين دستور عمل كند. لذا حضرت(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: اى ابوذر، (تسويف = تأخير افكندن كارها) را رها كن و كار امروز رابه فردا ميفكن.چرا؟ براى اين كه تو متعلّق به امروز هستى نه فردا،تو امروز وظيفه ات را انجام بده و اگر فردايى بود،فردا هم مثل امروزت عمل مى كنى و اگر فردايى هم نبود پشيمان نخواهى شد

 

توضيح:

دراينجا،حصر عقلى است;يعنى از دو حال خارج نيست:يا اين كه فردايى هست يا فردايى نيست؟

اگر فردايى باشد،فردا كار فردا را انجام بده و امروز هم كار امروز را و اگر فردايى نبود، پشيمانى ندارد،لااقل كار امروزت را انجام داده اى. يكى از تسويلات نفس يا شيطان يا هر دو،عاملى است به نام تسويف.

 

عوامل تسويف:

الف)از يك طرف، انسان نمى خواهد بگويد كه من كار نمى كنم، از طرف ديگر هم مى خواهد انجام ندهد; قلبش راضى نيست كه ترك كند، امّا در عين حال در عمق دلش اين است كه آن كار را انجام ندهد.

ب)گاهى عامل آن تنبلى است.

ج)گاهى ترس است.

همه اينها سبب مى شود كه پديده اى به نام «تسويف» (امروز و فرداكردن) پيدا مى شود; يعنى گاهى مردِ عمل نيست و وجدانش هم قانع نمى شود كه بگويد مردِ عمل نيستم، لذا به پديده تسويف پناه مى برد، يااين كه مرد ترسويى است ولى نمى خواهد بگويد مى ترسم، لذا به تسويف پناه مى برد. خلاصه تسويف پوششى است براى نقطه ضعفهاى مختلف انسان،كه روى همه آنها پرده مى كشد و خودش را فريب مى دهد كه من مرد عملم،امّا امروز دير نمى شود و فردا انجام مى دهم.

يا مثلاً آدمى كه اهل شهوت و هوا و هوس است، وقتى او را نصيحت مى كنند، تحت تأثير واقع مى شود ولى خودش را فريب مى دهد و مى گويد:توبه مى كنم، امّا توبه را به امروز و فردا مى افكند.

بنابراين،يكى از پديده هاى خطرناك روانى انسان و يا به عبارت ديگر از جمله تسويلات شيطان و نفس كه بسيار خطرناك هم هست،مسأله تسويف است كه هم دنياى انسان را خراب مى كند و هم آخرت انسان را،چون هر كار خوبى را كه به او پيشنهاد مى كنى،مى گويد: إن شاءالله در آينده; يا وقتى به او مى گوييم فلان كار بد را انجام نده و آن را ترك كن،مى گويد إن شاءالله در آينده ترك مى كنم; امّا همين طور ادامه مى دهد و معلوم هم نيست اين آينده كى مى رسد.

اين تعبيرى كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله)دراين حديث فرموده «فَاِنَّكَ بِيَوْمِكَ...; تو متعلّق به امروز هستى نه فردا»، به قول يكى از نويسندگان معروف اصلاً فردا وجود ندارد،چون فردا هم كه آمد مى شود امروز; بدين جهت است كه نبايد سرنوشت خود رابه فردا گره بزنى; به عبارت ديگر، تو امروز وظيفه امروز را دارى نه وظيفه فردا را، فردا كه شد فكر فردا و ـ پناه بر خداـ اگر امروز گناه كردى، همان روز توبه كن

هم امروز از پشت بارت بيفكن *** ميفكن به فردا مراين داورى را.

اگر امروز مى خواهى تحصيل كمال نمايى، از همين امروز دست به كار شو، يا مى خواهى مطالعه كنى، قلم به دست بگيرى و هر كارى كه مى خواهى انجام بدهى، از همين حالا مشغول شو، يا اين كه حدّاَقل مرحله اى از آن را امروز انجام بده.

براى اين كه شيطان انسان را فريب دهد و به او اِلقا كند كه تو آدم خوبى هستى، به او مى گويد امروز دير نمى شود و حتّى گاهى انسان به عملش آب و رنگ مذهبى هم مى دهد; يا اين كه وقتى به او مى گويى اين كار را بكن، مى گويد: عجله كار شيطان است; با اين سخن مى خواهد از زير مسئوليّت فرار كند و به آن رنگ مذهبى مى دهد كه چرا توكّل ندارى؟چرا شتاب زده هستى؟ چرا عجول هستى؟ چرا صبر ندارى؟ و هزاران چراى ديگر مى آورد تا ضعف خودش را در پوششى از صفات مثبت بپيچد و بپوشاند.

يكى از نكته هاى مهمّ اين است كه لغزش از جاهاى ساده شروع مى شود; وقتى يك بار انسان بلغزد، بار دوّم و سوّم هم مى لغزد و كم كم چنين چيزى عادت مى شود و به انحراف مى انجامد و سرانجام اين انحراف به سقوط عظيمى كشيده مى شود كه انسان را نابود مى گرداند، چون اگر همان لحظه اوّل كه دچار لغزش شد، آن را مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار مى داد و به دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله)عمل كرده و لغزشش را اصلاح مى كرد، به انحراف كشيده نمى شد.

بعضى ها تعجّب مى كنند كه در روز قيامت چگونه همه چيزها عليه انسان شهادت مى دهند. در دنيا انسان ملاحظه مى كند كه سى سال اعمالش را در نيم ساعت بيان مى كند; يعنى اگر لحظه اى به فكر فرو رود و درباره اعمالش انديشه كند مى بيند كه همه اعمال و رفتار گذشته اش در مقابل چشمانش رژه مى رود. حال بايد باور كند كه قيامتى هست و وقتى انسان وارد دادگاه قيامت مى شود شايد به جاى يك بار صدها بار اعتراف مى كند (اين دادگاه دنيا در مقابل دادگاه قيامت شوخى است).

اگر مسائل بررسى شوند، ديده مى شود كه داراى چند بُعد هستند: سياسى، اجتماعى، اخلاقى.

چرا فقط به بُعد سياسى مسائل نظر مى كنيد كه البتّه آن هم لازم است. ولى بايد به بُعد اخلاقى نيز نگريست،چون مى توان پند گرفت.زمانى كه انسانى پير و ناتوان شد،مى فهمد كه نعمت جوانى چه نعمتى بوده و چه مفت و ارزان آن را از دست داده است!يكى از علما راديدم:به او گفتم حالتان چطور است؟ جمله عجيبى گفت:نه اهل اين دنيايم و نه اهل آن دنيا و ظاهراً هم زنده هستم.

مى بيند پيرى كارى باانسان مى كند كه نمى تواند تصميم هم بگيرد ولى سودى ندارد.يكى از دعاهاى انسان بايد اين باشد،كه خدايا ما را از ذلّت پيرى حفظ كن.

از يكى از مراجع تقليد نقل مى كردند كه وقتى پير و ناتوان شده بود (حالا به شوخى يا جدّى) نفرين مى كرد: تويى كه به من دعا مى كردى خدا پيرت كند، حالا بيا مشاهده كن كه الآن من چه شده ام!

وقتى كه انسان همه نيروهايش را از دست داد، ديگر نمى تواند كارى انجام دهد. الآن كه جوان هستيد و توانايى داريد، مى توانيد، انجام دهيد; تمام علماى بزرگ بار علمى خود را در دوران جوانى بسته اند، مرحوم آية الله العظمى بروجردى(ره) در روى منبر، نوشته هايى را كه در سنّ 80 هشتاد سالگى مى خواند، شايد آنها را در سنّ چهل سالگى آماده كرده بود; چون انسان وقتى به سن 70ـ80 سالگى رسيد، ديگر كارى نمى تواند انجام دهد، سرمايه هايى كه قبلاً اندوخته ايد، در دور شما مى چرخد، لذا مواظب باشيد تسويف مانع كار شما نشود، چون اين نمى گذارد كه انسان نه در دنيا و نه در آخرت به جايى برسد. بنابراين، اميدوارم، اين كلامى را كه حضرت(صلى الله عليه وآله)به ابوذر فرمود، نصب العين خود قرار دهيم و در كارها امروز و فردا نكنيم.

 

1. بحار، ج 74، ص 75.

نویسنده: ׀ تاریخ: پنجشنبه 29 شهریور1386 ׀ موضوع: برنامه ای برای دنیا وآخرت ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to 14eshgh.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20