سلام پيام يكي از دوستان اين بود كه اينارو ۱۰۰ بار خونديمو ...........پس
منم روال رو عوض ميكنم و ميام از آخر مينويسم درمورد جهنم شروع ميكنم:
دنيا پرستي ( سرچشمه اصلي همه گناهان است و از عوامل مهم ورود در
جهنم )
اسراء/ 18: مَن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ
جَهَنَّمَ يَصْلَهَا مَذْمُوماً
مَّدْحُوراً.
نازعات /38وَءَاثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا.
نكات :
1. جمع ثروت تا چه اندازهكنز محسوب مي شود؟
هر مالي كه زكات آن پرداخت شود كنز محسوبي نشود( اي مال اديت زكاته
فليس بكنز)
2. چرا آيه فرمود پيشاني پشت و پهلوهايشان را داغ مي كنند؟
يمكن به خاطر اين باشد كه آنان در برابر محرومان ابتدا چهره و پيشاني در
هم مي كشند سپس با بي ا
عتنايي از آنه منحرف و به طور كلي به آنها پشت مي كردند لذا با همان
سكه ها داغ مي شوند كساني
كه قلب نيازمندان ومحرومان را داغ كردند و سوزاندند.
نفال /15-16:يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ
1. فرار از جهاد از اسباب ورود به جهنم است.
2. آيه بعد از جنگ بدر نازل شده ،اما يك دستور كلي اسلامي است.
3. بدون دستور فرمانده عقب نشيني يا فرار از جنگ سبب جهنمي شدن است.
جمعيت دشمن هر چه قدر زياد باشد باز اجازه ندارند بدون دستور فرار كنن
ماهيت دوزخ
1. دوزخ كانون قهر و غضب الهي است .
2. مشتمل بر عذابهاي جسماني و روحاني است.
3. نامها و اوصافي كه در قرآن براي جهنم ذكر شده تا حدودي ماهيت ن
را نشان مي دهد:
اسامي دوزخ :
جهنم (از معروف ترين نام هاي دوزخ ، 77 بار در قرآن ذكر شده است )
سقر (آتشي سوزان وشديد كه همه چيز را دگرگون مي كند)
نار(145 بار در قرآن آمده ،غالبا منظورآتش جهنم است )
سعير (16 بار در قرآن آمده، به معني شدت برافروختگي آتش است )
جحيم (25 بار در قرآن آمده، به معني شدت برافروختگي آتش است)
حطمه (در هم شكستن ،آتشي كه همه چيز را در هم مي شكند )
هاويه (1بار در قرآن آمده است ،به معناي افتادن وسقوط در عمق دوزخ است )
لظي
تعبيرات مختلف در مورد دوزخ
1. جهنم : حجر /43.: وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ43
مفاد آيه :مسلما جهنم ميعادگاه همه آنها (پيروان ابليس ) است براي آن
هفت در است.
جهنم به معناي آتش است ،نامي براي محلي كه مملو از انواع عذاب ها
است و داراي دركات مختلف است .
2. سقر: مدثر/26:سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
مفاد آيه : بعد از اشاره به داستان يكي از مشركان لجوج و سر سخت
(وليدبن مغيره ) مي فرمايد: به زودي او را وارد سقر مي كنين وتو نمي
داني سقر چيست؟ (آتشي است كه چيزي را به حال خود وانمي گذارد ونه
چيزي را رها مي كند پوست تن را به كلي دگرگون مي كند.
سقر : يكي از نامهاي دوزخ است به معناي دگرگون شدن و ذوب شدن بر
اثر تابش آفتاب /ف نام يكي از طبقات وحشتناك دوزخ آتشي شديد و سوزان
كه همه چيز را دگرگون مي سازد.
نار : بقره /24..:فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ
وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ
مفاد آيه : از آتي كه هيزم آن مردم گناهكار وسنگهاست بپرهيزيد كه براي
كافران آماده شده
نكات :
ü نار به معناي هرگونه آتش است.
ü اصحاب النار در آيات قرآن در مقابل اصحاب الجنه است .
مجرمان هيزم آتشند (10/ال عمران : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ
وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ)
ü هيزم وآتش گيره آتش جهنم خد انسانها و سنگها (بتها ) است لذا
آتش جهنم هيچ شباهتي با آتش دنيا ندارد..
4. سعير (شوري/7) ) وَكَذَ لِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ قُرْءَاناً عَرَبِيّاً لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ
حَوْلَهَا وَ تُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَارَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ
در آن روز گروهي در بهشت و گروهي در سعيرند.
سعير : آتشي كه بسار شعله ور و سوزان است ، سعير در آيه مقابل جنت
آمده است لذا استفاده مي شود يكي از نامهاي دوزخ است اصحاب السعير
نيز قرينه ديگر است.
5-جحيم : (نازعات/37: فَأَمَّا مَن طَغَى..)
مفاد آيه : اما كساني كه طغيان كنند وزنگي دنيا را برآخرت مقدم دارند
جحيم جايگاه آنهاست.
جحيم به معناي شدت بر افروختگي آتش است و از نامهاي دوزخ است.
6 . حطمه : همزه /4-7: كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ4-/ وَمَآ أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ5/
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ6/ الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ7
مفاد آيه :
وضع كساني كه عيب جويي و غيبت مي كننند و حرص براي جمع اموال
دارند مي فرمايد : چنين نيست كه مي پندارندبزودي در حطمه پرتاب مي
شوند تو چه مي داني حطمه چيست؟ آتش الهي بر افروخته است كه از
دل ها سر مي كشد.
حطمه: صيغه مبالغه از حطم ،به معناي در هم شكستن يكي از نامهاي
دوزخ است چون آتش سوزان همه چيز را در هم مي شكند و متلاشي مي
كند.
7- هاويه : قارعه8-9-10-11.: وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ 9/فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ 10/ وَمَآ
أَدْرَاكَ مَاهِيَهْ 11/ نَارٌ حَامِيَةٌ
مفاد آيه : اماآنكه ترازوهاي اعمال او سبك است پناهگاهش هاويه است تو
چه ميداني هاويه چيست؟آتشي است داغ و سوزان
لغات :
1. هاويه: از ماده هوّي، به معني افتادن وسقوط كردن است زيرا كفار
ومجرمان است .
2. اُمّ: جايگاه و قرار گاه است ، به مادر اُم مي گويند چون كودك را در
آغوش مي كشد جهنم نيز بدكاران را در آغوش ميكشد
8- لظي : معارج/15: كَلَّا إِنَّهَا لَظَى
مفاد آيه :
نه چنين است ، آن (لظي)آتش سوزان است كه اطراف بدن دست وپا را
مي كند و فراميخواند كساني كه به فرمان خدا پشت كردند.
لغات :
1. لظي : آتش يا شعله خالص آتش ،نامي از نامهاي جهنم است.
2. نزاعه : چيزي ك پي در پي جدا مي سازد.
3. شوي: دست و پا و اطراف بدن ،به معني بريان كردن نيز آمده است.
نكات :
1. از عجائب اين آتش سوزان اينكه دوزخيان را به سوي خود فرا مي
خواند .
2. ظاهر آيه اينست كه دوزخ از نوعي شعور و حيات برخوردار است.
3. در برخي روايات (نار) از نامهاي دوزخ شمرده نشده بلكه 7 نام ديگر
به عنوان يكي از طبقات دوزخ ناميده شده است نه اينكه هركدام از اين
هفت نام، نام كل دوزخ است.
4. اما مانعي ندارد ه گاهي اين هفت نام به كل دوزخ يا به بخشي از آن ا
طلاق شود.
5. در حديثي از اميرالمؤمنان عليه السلام داريم : جهنم 7 در دارد كه اين
در ها طبقاتي است كه هريك بالاي ديگري است سپس حضرت يك دست
خود را روي دست ديگرش نهاد و فرمود اين چنين......
پايين ترين طبقه : جهنم
بالاي آن: لظي
بالاتر از آن: حطمه
بالاتر از آن:سقر
بالاتر از آن:جحيم
بالاتر از آن:سعير
بالاتر از آن:هاويه
اما در برخي روايات بالاترين طبقه جهنم و پايين ترين آن هاويه ذكر شده
است.
مطلب سري بعد در مورد اوصاف جهنم مي باشد
|